انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران
صفحه اصليدرباره انجمنارکان انجمنعضویت در انجمنارتباط با انجمننقشه سایتپیوندهای مرتبط
صفحه اول
تماس با ما
RSS
شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦  -  
 » 
منوی اصلی
تبلیغات
 کانال تلگرامی انجمن اسلامی جامعه پزشکی اینجا کلیک کنید.

 

 

 

 

عضویت در سایت
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اخبار > جایگاه پزشک عمومی در نظام مراقبت اولیه سلامت


  چاپ        ارسال به دوست

دکتر جباری:

جایگاه پزشک عمومی در نظام مراقبت اولیه سلامت



نظام مراقبت اولیه عبارت است از سیستمی که سطح اول خدمات سلامت را بصورت علمی، حرفه ایی، مستمر، پویا و منظم و از طریق نیروهای آموزش دیده علمی و حرفه ایی و در اماکن اختصاص یافته به جمعیت عمومی یک کشور ارائه میدهد و تلاش دارد تا با ارتقای سلامت آحاد جامعه، ترویج اصول بهداشت ، جلب مراجعه بیماران، پیشگیری و درمان  بیماریها و مراقبت از ناتوانان به پیشرفت و سلامت جامعه کمک نماید.
خدمات اولیه سلامت توسط پزشکان عمومی فارغ التحصیل دانشگاه هادر اماکنی چون مراکز بهداشتی و درمانی و یا مطب ها ارائه میشود. پزشکان عمومی ستون پایه خدمات اولیه سلامت بوده و در ارایه آن نقش محوری دارند. هدف از این خدمات در سطح ملی عبارت است از:
۱) ارائه خدمات مناسب و متناسب در زمان و مکان صحیح برای داشتن جمعیتی سالم تر
۲) ارائه خدمات پایه با رعایت بودجه ملی و کاهش هزینه های سطوح تخصصی تر و بیمارستان ها
۳) ارائه نقش فیلترینگ برای ارجاع درست به مراکز تخصصی تر از طریق پزشکان عمومی مجرب
۴) ایجاد هماهنگی بین مراکز ارائه دهنده خدمات سلامت و بخشهای مختلف آن به جهت پیشگیری از هدر رفت سرمایه و منابع
بدیهی است در چنین سیستمی، پزشک عمومی مهمترین و محوری ترین نقش را برای ارائه خدمات اولیه مناسب، مستمر، هماهنگ، منطبق بر نیازهای بومی و فرهنگی بازی می کند و باید برای چنین نقشی در دوران تحصیل و در حین کار آموزش ببیند. این خدمات وقتی کیفی است که بتواند: ۱) در وضعیت سلامت تعییر کیفی ایجاد نماید۲) تجربه بیمار از خدمات را رضایت بخش سازد ۳) هزینه سرانه درمان را کاهش دهد و ۴) حیات شغلی پزشک عمومی و یا همکارانش را  تامین  و ارتقا دهد.

 ارزش پزشک عمومی در سیستم خدمات پایه سلامت

با توجه به  تاثیر پزشکان عمومی بر کیفیت خدمات سلامت، سازمان نظام پزشکی استرالیا در بیانیه سال ۱۹۹۱ خود نقش پزشک عمومی را این گونه تعریف می کند: "پزشکی عمومی یک دیسیپلین مرکزی پزشکی است که به دور آن سایر دیسیپلین های پزشکی و سلامت گردآورده می شوند تا یک تیم هماهنگ برای منفعت فردی و ملی در جامعه ایجاد شود". این تعریف ساده اما جامع تا به امروز به قوت خود باقی است و در آن تغییری داده نشده است.

از سوی دیگر سازمان بهداشت جهانی در بیانیه سال ۲۰۰۸ خود در ژنو  اعلام کرد، جوامعی که از پزشکی عمومی قدرتمند برخوردارند دارای مشخصات زیر خواهند بود:
۱) آمار مرگ و میر و زمینگیری کمتر
۲) دسترسی بهتر به خدمات و مراقبتهای سلامت برای همه افراد جامعه
۳) کاهش نرخ بازگشت بیمار به بیمارستانها برای پذیرش مجدد
۴) مراجعه کمتر به متخصصین
۵)کاهش میزان مراجعه به اورژانسها
۶) تشخیص بهتر عوارض و تداخلات دارویی و درمانی

با توجه به اینکه پزشکان عمومی اولین محل برخورد مردم با خدمات پزشکی هستند، پزشکان عمومی نقش بسزایی در نتیجه سیستم خدمات سلامت و نهایتا هزینه های آن در سطح ملی دارند و میتوانند اثر کنترلی بر ۸۰% کل هزینه های سلامت یک کشور داسته باشند که رقم تعیین کننده ایی در اقتصاد یک جامعه است.
  در حال حاضر با افزایش سن جمعیت جهان و رشد شیوع بیماریهای مزمن که نیازمند مراقبتهای بهداشتی و درمانی طولانی مدت هستند و این خود هزینه کلانی را به اقتصاد کشور وارد می نماید، میتوان فهمید که عملکرد پزشکان عمومی تا چه حد می تواند بر سلامت قشر مسن جمعیت و همچنین هزینه های تحمیلی آنان موثر باشد.

اکنون که به نقش چشمگیر پزشکان عمومی در یک جامعه و سیستم بهداشتی و اقتصاد آن پی بردیم باید دید که عناصر کلیدی موثر بر خدمات مستمر، کیفی و پایای طب عمومی چیست؟

۱) دسترسی:
دسترسی بیمار به پزشک باید بطور عادلانه و همه گیر برای همه آحاد جامعه فارغ از جنسیت، نژاد، دین، سن و مرتبه اجتماعی افراد باشد و معیار سنجش آن عبارت است از: هزینه  ی ان توسط مردم قابل تامین باشد ، بتوان براحتی نوبت گرفت ، حضورش در هر زمان قابل دسترسی باشد و بیمار برای آن حق انتخاب داشته باشد.

۲) بودجه:
بودجه متعلق به پزشک عمومی در کشورهای پیشرفته برای تامین حداقلهای لازم که نگهدارنده شاخصهای سلامت در جامعه باشد تا ۸% بودجه عمومی سلامت است هرچند در همین کشورها ۶/۲% از بودجه کل مربوط به خدمات پزشک عمومی نیز توسط مردم پرداخت می شود. در کشور استرالیا نحوه تامین بودجه برای خدمات پزشکی عمومی تلفیقی از بودجه دولتی و سهم مردم است و بصورت fee for service برنامه ریزی و تامین میشود. در حال حاضر بنظر میرسد تامین بودجه چندمنبعی یا بعبارتی  Blended Model of Funding یک روش پدیرفته شده در جوامع مدرن و پیشرفته و حتی در حال پیشرفت باشد. با توجه به این که پزشکان عمومی امروزه با موارد پیچیده تری از وضعیت های بیماری بدلیل شیوع بیماریهای مزمن، کهنسالان و بیماریهای چند وجهی به نسبت سابق دست و پنجه نرم می کنند، انتطار آن می رود که هم سیستم و هم خود پزسک عمومی دریافت بیشتری از بودجه داشته باشند و احتمالا سهم بخش دولتی بودجه برای خدمات پزشک عمومی باید افزوده شود.

۳) ثابت بودن پزشک عمومی:
از این به پزشک خانواده نیز تعبیر می شود و برای پیشگیری از وقفه در مراقبت و یا جلوگیری از مفقود شدن سوابق و روند بیماری  و مراقبت بهتر است که بیماران به پزشکان عمومی ثابتی مراجعه کنند. به همین جهت پزشک عمومی باید امکانات و تسهیلات ثبت مستمر و طولانی مراجعات بیماران خود را داشته باشد و در سطح ملی باید بتوان این دیتابیس ها را به یکدیگر متصل نمود که از وظایف سیستم دولتی است تا تسهیلات را برای بخشهای دولتی و خصوصی فراهم سازد. از سوی دیگر باید هزینه و امکانات لازم برای حضور پزشکان خانواده را در منازل برای مواردی که ضرورت  دارد ،فراهم نمود.

۴) آموزش نیروی لازم پزشک عمومی:
دولت باید بتواند به میزان لازم و متناسب با نیاز سیستم بهداشت و درمان کشور ، نیروی پزشک عمومی تازه نفس تربیت نماید و مهمتر از آن باید بتواند این نیرو را به نحو مورد نیاز در سطح کشور با رعایت عدالت و انصاف  توزیع نماید. شاید همکاری بخش دولتی با مراکز خصوصی جهت تامین پزشک عمومی کمک شایانی به پیشرفت سیستم نماید اما باید از عدم استثمار پزشکان عمومی در چنین تعاملاتی مطمئن گشت. تامین حداقل دستمزد و پاداش و تعریف چگونگی اعزام پزشکان به محلهای خدمت می بایست تحت سازوکار قانونی مشخصی بوده و از نزدیک توسط اتحادیه های صنفی همانند سازمان نطام پزشکی  و انجمن ها مورد نظارت دقیق قرار گیرند.

۵) تشویق و گسترش خدمات تیمی:
بهترین حالت تامین خدمات پزشکی عمومی ان است که پزشک عمومی محور و فرمانده تیم خدمات سلامت در سطح اول مراقبت باشد. این تیم میتواند طیف وسیعی از مشاغل و حِرف حوزه سلامت را شامل شود هرچند فرمانده مبتواند ترکیب تیم خدمت دهنده به هر بیمار و یا هر گروه اجتماعی از مردم را به فراخور نیاز آنها تغییر داده و چیدمان علمی و کاربری مناسب آن را انجام دهد.

۶) تعهد به کیفیت و ایمنی:
هر عصو تیم خدمات سلامت باید شخصا بدنبال ارائه خدمات از نوع evidence based باشد و باید استانداردها و گایدلاینها حیطه شغلی خود را بخوبی بداند و در طول زمان نسبت به تغییرات آن آموزش لازم را ببینید و مهارتهایش به روزرسانی شود. پزشکان عمومی بعنوان محور این خدمات باید نسبت به وظایف، دستورالعملها، تغییرات علمی و عملی گایدلاینهاو استاندارهای روز در خدمات پزشکی به روز رسانی شوند. بنظر می رسد دولتها موظف به تامین این اموزشها و نطارت بر استمرار دریافت آن هستند و باید توانایی و مهارت پزشکان را با همکاری سازمانهای نطام پزشکی و اتحادیه و انجمن های صنفی و علمی مربوط ارزیابی نموده و بر اساس نیاز روز ارتقا دهند.
۷) پژوهش:
پزشکی عمومی یک حوزه علمی و حرفه ایی مخصوص به خود است و نتایج پزوهشها در سایر رشته ها و یا تخصصها را نمیتوان به راحتی به آن تعمیم و انتقال مستقیم داد  بنا براین  عناوین و فعالیتهای پژوهش خود را می طلبد. بیشترین این پژوهشها باید در راستای شناسایی و ارزیابی دانش و مهارتهای لازم برای پزشکان عمومی به جهت بهبود سلامت بیماران و جامعه باشد و رویکردی کاربردی و حرفه ایی داشته باشد.  بیش از ۲% بودجه تحقیقات در جوامع پیشرفته اختصاص ویژه به خدمات پزشکی عمومی دارد هرچند نگاه فزاینده نسبت به آن وجود دارد.

آنچه در بالا مورد بحث قرار گرفت در خصوص جایگاه پزشکی عمومی در یک نظام پیشرفته بود وبیانگر وضعیت آنان در کشورهایی که زیرساخت های خوبی برای خدمات پزشک عمومی برپا نموده اند ولی با نگاهی ساده به وضعیت پزشکی عمومی در کشور می توان دریافت که هنوز با شرایط ایده ال فاصله  داریم . از ظرفیت کمی و کیفی اموزش ، تعداد فارع التحصیل، نحوه گسترش و اعزام، تامین حداقل درآمد و تسهیلات، شان و جایگاه اجتماعی و نقش سیاستگداری آنان در خدمات پزشکی همه زیر سوال و دچار نقصان فراوان میباشد. کار به انجا رسیده که نه سیستم خدمات سلامت تعریف و جایگاه مناسبی برای پزشک عمومی و نحوه بکارگیری انان دارد،  و نه اعتماد سازی لازم در جامعه نسبت به خدمات آنان ایجادشده  است و تخصص گرایی رواج یافته و البته  پزشکان عمومی خودباوری لازم را  ندارند که مشارکت پایین  در فعالیتهای صنفی از مصادیق آن است.
و اما راهکار حل این معضلات بازتعریف جایگاه پزشکی عمومی و ورود سازمان نطام پزشکی  و انجمن های  مرتبط در تبیین  و مشارکت در تدوین سیاستهای کلی مربوط به طب عمومی است که تعیین ظرفیت دانشگاهها،  نحوه توزیع  و اعزام به خدمت، میزان درآمد و حداقلهای آن و تامین حمایتهای حقوقی و صنفی  و اجتماعی از مهمترین آنهاست.
امیدواریم بتوانیم طب عمومی  را به جایگاه محوری آن  برگردانده و از این طریق اولین سنگ بنای اصلاح خدمات سلامت را برپا کنیم.

منابع:
-انتشارات ۲۰۱۶ سازمان نطام پزشکی استرالیا
-انتشارات ۲۰۰۸ سازمان جهانی بهداشت در ژنو
-بیانیه ۱۹۹۱ WONCA
-مقاله ۲۰۱۴ Bodenheimer در مجله پزشکی خانواده                                                                                                                                                                                                                                               🔸دکتر محمدرضا جباری عضو هیات مدیره انجمن پزشکان عمومی ایران

و منتخب هفتمین دوره سازمان نظام پزشکی مشهد


١٩:٤١ - شنبه ٧ مرداد ١٣٩٦    /    شماره : ٣٢٢    /    تعداد نمایش : ٦٥


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: